چهار شعر از کو سنگ

ترجمه: مانا آقایی
کو سنگ Ku Sangسال ١٩١٩ میلادی در شهر سئول که امروزه پایتخت کره‌ی جنوبی است متولد شد. او کودکی خود را در وِنسان واقع در شمال شرقی کره گذراند و مانند بسیاری از جوانان روشن‌فکر هم‌نسل خود، تحصیلات عالیه‌اش را در ژاپن طی کرد. وی سپس به شمال کره برگشت و به‌عنوان خبرنگار مشغول به کار شد. او دانش آموخته‌ی رشته‌ی تاریخ و فلسفه‌ی ادیان و پرورش یافته در خانواده ای کاتولیک بود و هرچند در برهه‌ای از زندگی‌اش نسبت به اعتقادات خود دچار شک و تردید گشت و مانند برادرش حرفه‌ی کشیشی را پیشه نکرد، انسانی عمیقا مومن بود. او در بیست و شش سالگی در جریان اشغال شبه جزیره‌ی کره توسط نیروهای شوروی، برای تن ندادن به دولت کمونیستی به جنوب گریخت و مجددا در سئول سکنی گزید. کو سنگ علاوه بر شعر نمایش‌نامه نیز می‌نوشت. وی از طرف‌داران محیط زیست بود و تخریب و آلوده کردن طبیعت را نه تنها جنایتی در حق آن، که نشانه‌ای از فساد اخلاقی انسان مدرن می‌دانست. کو سنگ در سال ٢٠٠٤ در سن هشتاد و پنج سالگی دنیا را ترک گفت.
آواز من
دوستان من
-قار قار قار –
نمی‌توانم به شما بگویم که چقدر متاسفم
- قار قار قار –
آوازی که دلم می‌خواهد برای‌تان بخوانم
بی‌کرانه است
- قار قار قار –
اما آهنگش از این سه حرف فراتر نمی‌رود:
- قار قار قار –
واقعا متاسفم دوستان
- قار قار قار –
واقعا متاسفم.
مه روی رودخانه
صبح ها وقتی مه غلیظ رودخانه را می‌پوشاند
دیگر نمی‌شود آب را دید
دیگر نمی‌شود جریان آن را دنبال کرد
تو گویی اصلا رودخانه‌ای وجود ندارد
اما در چشمان من
در فکر من
در قلب من رودخانه به پیش می‌رود
و آن‌جا
آن‌جا می شود افق را در دوردست‌ها تماشا کرد.
رودخانه‌ی مه آلود
آرامش عجیبی رودخانه را فرا گرفته
صبح است
و قایق سفیدی در مه دور می‌شود
پنداری قصد جهان دیگری دارد
شن های کف آب
مثل پوست تمیز زنان فربه برق می‌زنند
و ماهیان نوزاد
رقصان و شاد جست و خیز می‌کنند
بر شاخه‌ی سروی بلند
زاغچه‌ای تنها
دادوقاری بی‌مانند به راه انداخته
نور طلایی خورشید
بر ساحل رودخانه بهشتی ساخته است
آن‌چنان که اگر رهگذری از این‌جا عبور کند
بعید می‌دانم مرا
مردی ساده و بی‌نوا
در حال خوردن برنج ببیند.
رودخانه‌ی نگران
شب‌ها
رودخانه‌ای خروشان به خوابم می‌آید
فریاد می‌زند
آه و ناله می‌کند
کش و قوس می‌رود
او هم مثل من اضطراب گنگی دارد
که سرچشمه‌اش ناپیداست
رودخانه کف بر لب خیز برمی‌دارد
و آسمان را به نبرد می‌طلبد
او سوار بر امواج اوج می‌گیرد
و بعد ناگهان با سر به زمین می‌خورد
با صدای سقوطش از خواب می‌پرم
رودخانه از خشم خود آزاد شده
حالا آن‌قدر ساکت است
که حتی شب نمی‌تواند
در آرامش با او برابری کند.
لینک این اشعار در سایت پرس ایران.
نوشته‌شده در ترجمه | بیان دیدگاه

درباره «سه پیاله شعر»

دوست عزیز و گرانقدرم خانم ماندانا زندیان – شاعر و نویسنده ی ساکن آمریکا – که مسئولیت برنامه ی ادبی «صدای شعر امروز» را در رادیو ایران در لس آنجلس بعهده دارند، محبت کرده اند برنامه ی روز 25 ژانویه خود را به کتاب «سه پیاله شعر» اختصاص داده اند. «صدای شعر امروز» بخشی از برنامه رادیویی و مجله ی شنیداری «صبحانه» است که توسط خانم هما سرشار تهیه می گردد. از خانم زندیان که زحمت معرفی این کتاب را کشیده اند و همچنین از خانم سرشار که این امکان را برای ما فراهم آوردند صمیمانه سپاسگزارم. «سه پیاله شعر» مجموعه ی مشترک من، رباب محب و روشنک بیگناه است که چندی پیش توسط گروه انتشارات آزاد ایران منتشر شد.این کتاب از طریق سایت آمازون قابل تهیه است. برای شنیدن برنامه رادیویی فوق در ساوندکلاد اینجا را کلیک کنید.
نوشته‌شده در کتاب های تازه | 2 دیدگاه

هواپیمایی به آرامی سنجاقک

«هواپیمایی به آرامی سنجاقک»: منتخب اشعار دوازده شاعر معاصر از آسیای دور(چین، ژاپن و کره جنوبی) با انتخاب و برگردان مانا آقایی منتشر شد. شاعرانی که در این کتاب معرفی شده اند عبارتند از: شونتارو تانیکاوا، یو جیان، مای شنگ، لی چینگ، آکیکو یوسانو، فومی سایتو، موتوکو میشیورا، کو اون، چو بیونگ وا، شی سی ین، کیم یانگ شیک و کو سنگ.
«هواپیمایی به آرامی سنجاقک»  در ۱۰۰ صفحه و توسط انتشارات بوتیمار در ایران به چاپ رسیده است. علاقمندان می توانند این کتاب را از سایر کتابفروشی های معتبر داخل کشور و کتابفروشی های مجازی مانند سایت پرشین بوک تهیه کنند یا از طریق مراکز پخش ققنوس، پیام امروز، کتاب آوران و میعاد سفارش دهند. قیمت این کتاب ۸۰۰۰ تومان می باشد.
خبر انتشار این کتاب در خبرگزاری ایسنا و خبرگزاری کتاب ایبنا.

Jeld 3

نوشته‌شده در کتاب های تازه | برچسب‌خورده با , , | بیان دیدگاه