معرفی «دوچرخه‌ی بال‌دار» در رسانه‌ها

به قلم حسن همایون در «روزنامه‌ی ایران»:
در سایت ادبی عقربه:
در رسانه‌ی همیاری:

 

 

Advertisements
نوشته‌شده در هایکو, ترجمه, شعر سوئد | دیدگاهی بنویسید

«دوچرخه‌ی بال‌دار» به بازار آمد

كتاب «دوچرخه‌ی بالدار»، گزیده‌ی صد و پنجاه هايكو از شاعران معاصر سوئد، با انتخاب و ترجمه‌ی مانا آقایی و لیلا فرجامی و توسط انتشارات هشت به بازار آمده است. «دوچرخه‌ی بال‌دار» را می‌توانید از کتابفروشی های زیر تهیه کنید:
.تهران – کتابفروشی فانوس – خیابان انقلاب – روبروی دانشگاه تهران – پاساژ فروزنده – طبقه ی منفی یک
 .کرج – کتابفروشی پاراگراف – نرسیده به سه راه گوهردشت – روبروی بازار ملاصدرا – خیابان شریفی – انتهای کوچه سمت چپ – روبروی باغ فاتح
اهواز – انتشارات هشت – بلوار آیت الله بهبهانی – خیابان قشقایی بین گندمی و ادهم – نبش کوچه الهی – پلاک 57 – مدیریت شجاع گل ملایری همراه 09169031943
اهواز – کتابفروشی محام – کیانپارس – نبش میهن شرقی – فریسات تلفن 3-06133379070
مسجد سلیمان – کتابفروشی بامداد – خیابان آزادی – مدیریت قبادی همراه 09163804693
اندیمشک – کتابفروشی امیرکبیر- خیابان طالقانی (راه آهن) جنب بانک کشاورزی – طبقه همکف درمانگاه ناصر – مدیریت نظریان 06142628510 همراه 09397997707
کتابفروشی قلم – شادگان – مدیریت صوفی 09163323924

31770865_573681476349994_2024100567709646848_o

نوشته‌شده در هایکو, کتاب های تازه, ترجمه, شعر سوئد | دیدگاهی بنویسید

دو نامه به لیلا کردبچه

نامه ی اول: خانم لیلا کردبچه خجالت بکشید!
چند سال پیش که اولین مجموعه تان «صدایم را از مرده های مرده پس بگیر» (1389) منتشر شد و بلافاصله​ تشت رسوایی تان بخاطر دستبرد به اشعار راضیه بهرامی خشنود از بام افتاد و حتی وبلاگی برای افشای سرقت هایتان از شاعران مختلف راه اندازی شد، بنده به وبلاگتان آمدم و در کامنتی محترمانه درمورد سطرهای به یغما رفته ی شعرهای کتابم «من عیسی بن خودم» (1386) توضیح خواستم. پاسختان این بود که کتاب مرا نخوانده و از شعر مورد بحث بی خبرید. با اینکه از منبعی موثق شنیده بودم کتاب را مطالعه کرده و حتی با دوستان تان درباره ی آن سخن گفته اید، و با اینکه شعر مورد دستبرد واقع شده ام «عاشقانه»  و شعرهای دیگرم (چند نمونه در زیر) علاوه بر کتابم، سال ها قبل از چاپ کتاب شما، در سایت های ادبی منتشر شده بود، سکوت کردم و با این امید که پس از این رسوایی در رفتارتان تجدیدنظر می کنید مسأله را به گذر زمان سپردم. بویژه اینکه شما را، با تمام لابی گری ها و تبلیغاتی که برایتان شده و می شود، شاعری جدی ندانسته و اکنون نیز نمی دانم.
 

دیروز اما با دیدن پست یکی از دوستان در اینستاگرام – آقای رامین فتحی – و عکس مکاتبه تان با ایشان (تصویر زیر) به این نتیجه رسیدم که گذشتن از کنار تجاوزات شما خطا و غیرمسئولانه بوده است. اغماض در حق دزد، تنها او را به دست درازی بیشتر ترغیب می کند. متاسفانه شما با زمان گستاخ تر شده اید بطوریکه حالا بجای طلب بخشش از کسانی که به دسترنج شان شبیخون زده اید، بکل منکر وجود آنها و آثارشان می شوید. و با بی شرمی کم نظیری از آقای فتحی – که در کامنتی سرقت تان از مرا گوشزد کرده – می خواهید که اگر کتاب من واقعا وجود خارجی دارد، از شعر مورد بحث در دستشان عکس گرفته و برای شما بفرستند چرا که مشتاق دیدن این کتاب هستید!!!

خانم کردبچه برخلاف تصور شما اگر کسی وجود کتابی را انکار کرد، آن کتاب از تاریخ ادبیات و از کتابخانه های مردم محو نمی گردد و مسأله ی دست درازی های شما نیز منتفی نمی شود. اگر خیال می کنید که چون من و امثال من از ایران یا از پایتخت دوریم و مثل شما حامیان آنچنانی نداریم، کسی ما را نشناخته و صدایمان به جایی نمی رسد، سخت در اشتباهید. من این کتاب را دستکم به صد شاعر و نویسنده ی داخل کشور هدیه داده ام. این کتاب نه تنها به چاپ دوم رسیده و چند هزار بار از سایت های کتاب دانلود و خوانده شده، بلکه در سوئد شماره ی ثبت رسمی داشته و مشمول قانون کپی رایت می شود و یک نسخه از آن نیز در کتابخانه ی ملی ایران – که کلیه ی آثار منتشره در برون مرز را خریداری و جمع آوری می کند – موجود می باشد.
مانا آقایی
هفتم مرداد 1396
————————————————————————–
نامه ی دوم: دروغگو کم حافظه است!
خانم لیلا کردبچه
وقتی در پاسخ به پست های قبلی من درمورد دستبردهایتان به مجموعه ام «من عیسی بن خودم» (۱۳۸۶) ادعا کردید که اشعار کتاب تان «صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر» (۱۳۸۹) را قبل از پاییز ۱۳۸۵ سروده و به ناشر سپرده اید، شک نداشتم که دروغ می گویید. و از قضا منتظر بودم که برای اثبات خود به ترفند شناخته شده و نخ نمای بقیه ی سارقین ادبی – یعنی تغییر تاریخ سرایش و انتشار اشعارتان – متوسل شده و آن ها را از اشعاری که به یغما برده اید قدیمی تر جلوه دهید.
در جوابیه تان (تصویر زیر) سعی کرده اید به جلو فرار کرده و با سیاهکاری من و دیگر شاعران مال باخته را سارق معرفی کنید. اما دروغگو – همانطور که همه می دانیم – کم حافظه است!

برای رفع هر گونه شبهه ی احتمالی، تصویر مصاحبه ای را که سال ۸۹ با خبرگزاری ایبنا داشته و در آنجا به صراحت اذعان کرده اید که اشعار دفترتان را طی سال‌های ۸۶ تا ۸۹ سروده و حتی قبل از ۸۶ تجربه ای در سپیدسرایی نداشته اید!!!، اینجا منتشر می کنم تا همگان ببینند با چگونه شارلاتانی طرفند …
 ا
آری کتابی که سال ۸۵ به ناشر سپرده اید اساسا کتاب دیگری – و از قرار معلوم دربرگیرنده ی اشعار کلاسیک شما – بوده که به دلایلی که خود بهتر می دانید به مرحله ی چاپ نرسیده است.
پی نوشت: این نامه ی دوم را جهت اطلاع کسانی گذاشتم که هنوز در جاعل بودن شما تردید دارند و آن معدود فرصت طلبانی که بخاطر منافع مشترک شان با شما، خود را به خواب زده یا جانبداری تان را می کنند. وگرنه کمترین رغبتی به ادامه ی این گفتگوی بی حاصل و تأسفبار با کسی که بنیه ی بحث ندارد و مهم تر از آن به حقیقت و عدالت بی باور است نداشته و ندارم …
ین هم لینک مصاحبه در خبرگزاری ایبنا:
مانا آقایی

بیست و یکم مرداد 1396

نوشته‌شده در جوابیه | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید